:::: MENU ::::
در دسته‌ی: روزنوشته

Bomb

Hi again after about 2 month… i promise to write frequently.

 

Let see…

I think, I am, you are, he is or she is the bomb. The dangerous bomb in our society, in the world. If we don’t accept and do the civil society rights, human rights or any human law.

 

OK I have a link for a changing the non-human equaly based:

http://we-change.org/spip.php?article11

You can be a member of this campaign… hurry up to change this.


شروع گاه‌نگار نم نم

مدت‌ها ذهنم درگیر این بود که چه متنی برای شروع گاه‌نگار بنویسم. هر چند که من برای بار صدم هست که از 360 یاهو و بلاگفا و … دارم جا عوض می‌کنم ولی خوب قراره که این‌جا موندگار بشم اما هم‌زمانی شروع این گاه‌نگار با بزرگ‌ترین اتفاق زندگیم (تا این لحظه) من رو وادار می‌کنه که بر خلاف همه‌ی شروع‌نامه‌ها از این که کجا بودم و کجا هستم و به کجا می‌خوام برم ننویسم.

توی ریاضی یه بحثی داریم به نام تقعر منحنی (البته بحث پیچیده‌ای نیست و توی رشته‌های مهندسی هم کاربرد داره و مهندس‌ها هم حداقل آشنایی رو با اون دارند) که وقتی یه منحنی تقعر داره به این مفهوم هست که منحنی توی اون نقطه از دره (قله) داره به قله (دره) تغییر شکل می‌ده. خوب زندگی من هم دچار تقعر شده. به همین سادگی…

خیلی ساده هست، مانند رگه‌های کف دست چپ یا یه خودکار بیک و یا ساعت 12 ظهر و … اما این سادگی‌اش از اهمیت و تاثیرش کم نمی‌کنه. به هر حال 11 تیر 86 و 11 تیر 87 برام روزای عزیزی هستند.

اما چنده توضیح کوتاه درباره‌ی www.namnam.ir:

1. این گاه‌نگار با نرم‌افزار مدیریت محتوای (CMS) جوملا طراحی شده و بچه‌های تیم جومفا اون رو ترجمه کردند و چه ترجمه‌ای هم داره (تصمیم دارم که ترجمه‌ی خوبی از جوملا رو تا چند وقت دیگه ارائه کنم). قالب گاه‌نگار هم از شرکت www.estimetemplates.com گرفته شده. هر ماژول یا کامپوننتی که استفاده شده است رایگان هستند.

2. این گاه‌نگار راجع‌به مطالب‌هایی که نوشته هیچ حقی رو حفظ نمی‌کنه پس اگر کسی مطلبی از این گاه‌نگار رو قابل استفاده‌ی تجاری یا غیرتجاری دید آزاد در استفاده از اون هست.

3. سعی دارم مرتب‌تر بنویسم…

 

نوشته شده در تاریخ 24 آبان 1389: هر دو 11 تیر شدن خاطره، خاطره‌های تلخ و شیرنی که فکر می‌کنم تاثیر خیلی زیادی توی زندگیم (لااقل تا حالا) داشته.


Come back

I come back

But not like bygone. I come back to write about that I wanna to change, about that I wanna to improve, about that I wanna to develop.

About that we must to see, to feel or to hear that are not suitable for us and our community and that are destroy it.

What do you think about this job?


PRIVATE SANCTUM

  My private sanctum broken. someone has named Gholi broke this area… I don’t know what heshe want? Gholi written comments in my friend’s weblogs too. It is not important until Gholi wrote in a weblog that I created for my private sabctums. now, I wanna find how Gholi find my weblog:
Accidentally or he/she check us with professional equipments. Because I did not leave any info about myself. I use alias and didn’t introduce my weblog to anyone…
Why I can’t write for myself????????????


تو

بی تو چون خوابم

با تو چون رویا

بی تو چون آبم

با تو چون دریا

 

آی ای بینهایت!

ببین…

دستانم را بگیر

ببین که می لرزند

این همان دستانی است که

فریادها زده و خروش‌ها برآورده

 

دستانت را می‌گیرم

مثل همیشه گرم و لطیف‌اند

 

ادامه نداره.. نمی تونم توصیف کنم. نمی تونم بگم که دستای تو چقدر آرامش بخش اند. چقدر مست کننده اند.
هی نایاب ترین!
بی تو خواهم مرد
ببین…


چرا؟

نمی دونم چرا شروع کردم به نوشتن، ولی الآن دلیلی برای نوشتن دوباره نمی بینم…. من رفتم. به همین سادگی

خیلی چیزا رو از شما یاد گرفتم و رفتمنم این نعمت رو بر باد می‌ده. شاید برگردم ولی نمی‌دونم کی!!! این بار

.

.

.

.

به درود


I come back…

In these days that I was absent, I done:

1. Published 3 sites in tourism field and a political site: www.eslahtalaban.org

2. Any reformers couldn’t participate in 8th Iranian Parliament in Fars & Shiraz … 82 persons registered but only 5 persons accepted. Mr.Moafian (director of Fars reformers) had good static about this….

3. A good personal news that I will tell…


به همین سادگی

به سادگی آسمون فکر کن…

اون وقت می‌فهمی که منم به همون سادگی دوستت دارم.

شرمنده که این مدت نبودم. درگیرم. قبلا درگیریم فقط فیزیکی بود٬ الآن فکری هم اضافه شده. فکر کنم تا یه مدت دیگه له می‌شم… این بهترین جریمه هست برای عاشق بی‌سواد…


My english is not good

Before i say anything i must say: “My english isn’t good and maybe my structure or dictation or … is wrong. plz accept my excuse.”

My nick name is “nam nam”. it is a persian word that means slowly and softly raining. I like (and don’t love) rain….

– why?!!!

– because Dr.Sariati said:

“Oh god! learn to someone that you like:

                                                                     love is bette than life,

                  and learn to someone that you like more:

                                                                    like is better than love.”

….

then, I like nAm NaM of raining…

Hey! I forgot to say happy new year (Nowrooz), happy Spring, happy Dog year….

With the best whishes…

namnam


شعر آلمانی

تو

شوخی شوخی به من نگاه کردی

اما من

جدی جدی عاشق تو شدم…

بچه ها

شوخی شوخی به قورباغه ها سنگ می زنند

اما قورباغه ها

جدی جدی می میرند…

برگرفته از یه شعر آلمانی هست. اسمش رو نمی دونم. راستش بهم گفته بودند که یه شعر ژاپنی هست که زویا پیرزاد اونو ترجمه کرده ولی بعدها توی لیست کتابای نشر (چشمه) مرکز پیداش کردم ولی حیف که چاپش تموم شده و متاسفانه تجدید چاپ هم نمی‌شه….
نوشته شده در تاریخ 24 آبان 1389: شاعر این شعر اریش فرید (Erich Freid) شاعر اریشی اهل وین هست. توی کتابی به نام «قورباغه‌ها حدی حدی می‌میرند» [ترجمه‌ی علی عبدالهی، نشر مرکز، چاپ دوم 1386] دیدمش.


برگه‌ها :12345