:::: MENU ::::
در دسته‌ی: حقوق بشر و صلح

حق طلاق زنان متاهل

در نوشته‌ای با عنوان «شروط ضمن عقد»، در مورد شرط‌هایی برای منصفانه‌تر کردن زندگی مشترک نوشتم. متاسفانه با وجود قوانین موجود امکان منصفانه کردن شرایط زندگی مشترک وجود ندارد اما به تمهیداتی مثل «شروط ضمن عقد» یا «وکالت برای اجازهٔ دائمی خروج»، می‌توان وضعیت زندگی مشترک را عادلانه‌تر کرد و حقوق غیر منطقی و غیر منصفانه در زندگی مشترک را سلب کرد. در زیر نمونه‌ای از متن وکالت حق طلاق به همسر را که با کمک دوستان وکیل تهیه شده است را می‌آورم.

ادامه‌ی نوشته

حق خروج از کشور زنان متاهل

در راستای نوشتهٔ پیشین با عنوان «شروط ضمن عقد»، وکالت برای اجازهٔ دائمی همسر (زوجه) برای گرفتن گذرنامه و خروج از کشور به هر مقصدی، یکی از بایدهاست که نیاز به وکالت‌نامهٔ جدا دارد. در این نوشته، نمونه‌ای از این وکالت‌نامه را که بر اساس نظر و مشورت چندین وکیل و دوست تهیه شده است را می‌گذارم.

ادامه‌ی نوشته

شروط ضمن عقد

چند وقت گذشته برای تهیهٔ شروط ضمن عقد مناسب و منصفانه با چند وکیل حرف زدم و اینترنت را زیر و رو کردم. اصلاً کار ساده‌ای نبود و برای همین تصمیم گرفتم که نتیجه را این‌جا بگذارم، شاید گذر کسی به این‌جا افتاد و استفاده کرد.

ادامه‌ی نوشته

اینترنت ملی یا شبکهٔ ملی اطلاعات

از طرف رادیو زمانه از من دعوت شد که نظرم رو دربارهٔ «اینترنت ملی» و چالش‌هایی که داره بگم. خیلی سال است که سعی کردم از بحث‌های هیجانی دوری کنم و تا جای ممکن به صورت فنی حرف بزنم. نوشتهٔ زیر متنی است که توی صحبت‌های قبل از مصاحبه بین من و گردانند رد و بدل شد.

من بحث رو توی ۳ سطح می‌بینیم: چی شد که ایران به فکر همچین چیزی افتاد؟ آیا عملیاتی کردنش سودی داشت؟ چی می‌شه؟

ادامه‌ی نوشته

نقض آزادی انجمن‌ها با مسدود کردن اینترنت

جلسه در مجلس آلمان درباره‌ی آزادی انجمن‌هااولین روزهای سپتامبر ۲۰۱۳ به دعوت دو نماینده‌ی بوندستاگ (امید نوری‌پور و بیژن جیرسرایی) برای یه کنفرانس مطبوعاتی دعوت شدیم. من، آقای رزاقی و مریم میرزا درباره‌ی آن‌چه مانع آزادی انجمن‌ها در ایران هست صحبت کردیم؛ من قضیه رو از دید محدودیت‌های اینترنتی بررسی کرده بودم و سعی کردم خلاصه‌ی اون رو توی چند دقیقه ارائه کنم. متن زیر خلاصه‌ی اون هست.

ادامه‌ی نوشته


ایران: سخت‌گیری را تمام کن

«ایران: سخت‌گیری را تمام کن» نام یه اعتراض جهانی هست به اعمال خشونت علیه مردم در ایران که یه موسسه‌ای به نام آواز اون رو ترتیب داده. این موسسه می‌خواد نامه‌ای با امضای یک میلیون نفر رو به سازمان کنفرانس اسلامی بفرسته. تا الآن که 163123 نفر اون رو امضا کرده اند یعنی چیزی حدود 16%. پس شما هم اگه مخالف این خشونت‌ها هستید می‌تونید به این جمع اضافه بشید و به این رفتار غیر انسانی اعتراض کنید.
برای امضاء از این این‌جا این کار رو انجام بدین.


چندی دربارهٔ زن

پس از شاه‌کار دولت نهم در پاس‌داشت مقام خانواده و به ویژه مقام زن و فراهم کردن لایحه‌ای با ویژگی‌های زیر تصمیم گرفتم که بنویسم اما نشد. اکنون که مجلس دو ماده‌ی ۲۳ و ۲۵ را حذف کرده و کلیات آن را پذیرفته است، می‌نویسم.

ادامه‌ی نوشته

هستیا

آدم بی‌کار نمی‌دونه وقتش رو چه‌طور بگذرونه. من هم که نه امتحان دارم. نه درس. نه امتحانک(کویز). نه…

بی‌کار تر از من تو این دنیا دیدن؟

بگذریم.

چندی پیش از سر حماقت کودکانه یا لجاجت بزرگانه یا … (سر یه چیزی بود دیگه. گیر ندین) رفتم امور فرهنگی دانشگاه درخواست انشار یه نشریه دادم. گفتن توی عوضی هنوز آدم نشدی؟

مثل بز (بلا نسبت شما) سرم رو انداختم پایین و گفتم آخه آی.کیوها من اگه آدم می‌شدم که این‌جا نبودم؟

دیگه هیچی نگفتن. منم رفتم پی کارم. نتیجه شد این که می‌بینید:

PDF - 1.5 Mb


Magazins

1. I was publish 2 issues of Hastia magazine…

The topic was about “women in Islamic tought”. In the first issue wrote opinion of Imam Khomeini and Ali Khamenei and in the second issue wrote about MohammadHossein Fazlollah’s opinion about women….

2. Ali Fotovvati and Sayad Sabet and I published first issue of Shabane (www.shabane.ir). It is printed and web-base magazine. It depended on students branch of Mosharekat party….

3. you can find me in www.javdan.info as soon as possible…

4. Javdan web-designing group, design a website for Navid Bazmandegan. It name is www.darchin.ir

5. Second issue of “3rd Mag” was published a day after the Iranian Security Agancy arrested Dr.Sohrab Razaghi. you can read it: www.3rdmag.net


زن به دنیا نمی‌آید، زن می‌شود

یه نکته رو باید بگم و اون جمله‌ی معروف نویسنده‌ی کتاب «جنس دوم» (سیمون دوبوار) هست که می‌گه: «زن به دنیا نمی‌آید، زن می‌شود». چیزی جز این نیست. روزای نخستی که مجله‌ی هستیا (موضوع حقوق زنان) چاپ می‌شد یه خانم دانشجویی با عصبانیت به سمت من اومد و گفت: «حقی از ما ضایع نشده. اگر هم شده باشه نیازی به وکیل و وصی نداریم». چی باید می‌گفتم. چه باید می‌کردم. یاد جمله‌ی دوست خوبم و یکی از فعال‌های حقوق زنان (مریم بهرمن) افتادم که درباره‌ی روند فعالیت کمپین یک میلیون امضا (تغییر برای برابری) می‌گفت: «این کار کمپین مثل اینه که یه سری آدم که سال‌هاست خوابند رو با سر و صدای زیاد از خواب بیدار کنیم و بهشون بگیم بدوید. اونا هم به سرعت می‌دوند اما آخرش چی؟» راست می‌گه. این جریان باید به آرامی توی بطن وجودی هر مرد و زنی شکل بگیره. حقوق زن متاسفانه با توجه به آموزه‌های دینی پربار و فرهنگ سرشاری که داریم در حد یه شعار باقی مونده و بدتر از اون این نابرابری یه موضوع فراگیر (اپیدمی) شده. اکنون توی مرحله‌ی از خواب برخواستن ناگهانی هستیم و نتیجه‌اش می‌شه واکنش اون دختر دانشجو. مسئله‌ی زن و حق و حقوق اون رو من نباید بخوام. این رو خودش باید بخواد، نه من. برگردیم سر جمله‌ی سیمون دوبوار: زن تا وقتی توان درک این نابرابری رو نداشته باشه، ازش راضی هست. باید آهسته و با دلیل اون رو با حق و حقوق‌اش آشنا کرد. نباید فراموش کرد که حق و حقوق اون رو نه من و نه هیچ مرد دیگه‌ای نباید به اون بدیم. اون خودش باید بخواد…

 


برگه‌ها :12