:::: MENU ::::

زن به دنیا نمی‌آید، زن می‌شود

یه نکته رو باید بگم و اون جمله‌ی معروف نویسنده‌ی کتاب «جنس دوم» (سیمون دوبوار) هست که می‌گه: «زن به دنیا نمی‌آید، زن می‌شود». چیزی جز این نیست. روزای نخستی که مجله‌ی هستیا (موضوع حقوق زنان) چاپ می‌شد یه خانم دانشجویی با عصبانیت به سمت من اومد و گفت: «حقی از ما ضایع نشده. اگر هم شده باشه نیازی به وکیل و وصی نداریم». چی باید می‌گفتم. چه باید می‌کردم. یاد جمله‌ی دوست خوبم و یکی از فعال‌های حقوق زنان (مریم بهرمن) افتادم که درباره‌ی روند فعالیت کمپین یک میلیون امضا (تغییر برای برابری) می‌گفت: «این کار کمپین مثل اینه که یه سری آدم که سال‌هاست خوابند رو با سر و صدای زیاد از خواب بیدار کنیم و بهشون بگیم بدوید. اونا هم به سرعت می‌دوند اما آخرش چی؟» راست می‌گه. این جریان باید به آرامی توی بطن وجودی هر مرد و زنی شکل بگیره. حقوق زن متاسفانه با توجه به آموزه‌های دینی پربار و فرهنگ سرشاری که داریم در حد یه شعار باقی مونده و بدتر از اون این نابرابری یه موضوع فراگیر (اپیدمی) شده. اکنون توی مرحله‌ی از خواب برخواستن ناگهانی هستیم و نتیجه‌اش می‌شه واکنش اون دختر دانشجو. مسئله‌ی زن و حق و حقوق اون رو من نباید بخوام. این رو خودش باید بخواد، نه من. برگردیم سر جمله‌ی سیمون دوبوار: زن تا وقتی توان درک این نابرابری رو نداشته باشه، ازش راضی هست. باید آهسته و با دلیل اون رو با حق و حقوق‌اش آشنا کرد. نباید فراموش کرد که حق و حقوق اون رو نه من و نه هیچ مرد دیگه‌ای نباید به اون بدیم. اون خودش باید بخواد…

 


چندی درباره‌ی زن

یه نماهنگ به نام، «به نام زن» از یه خواننده به نام «فریناز». جالبه… منو یاد جمله‌ی معروف نویسنده‌ی کتاب جنس دوم (سیمون دوبووار) می‌اندازه که می‌گه: «زن، زن نبود. زن شد». درسته، اگه من مدعی حقوق زنان هستم دردی رو از اونا دوا نمی‌کنه. اگه من به خاطر مجله‌ی «هستیا» بارها و بارها تهدید شدم و تحقیر، دردی رو از مشکل‌های زنان حل نمی‌کنه. یادمه شماره‌ی 2 یا 3 هستیا که منتشر شد، یه خانم دانشجویی بهم گفت که ما هیچ مشکلی نداریم. یادتون باشه که وقتی تبعیض نهادینه بشه، رفع اون می‌شه جلوی مردم وایسادن و حقشون رو ضایع کردن. زنان جامعه‌ی ما تا وقتی با مشکل بر نخوردن، درکی از این تبعیض ندارند. خیلی از اونا تنها مشکل فعلی خودشون رو مسئله‌ی پوشش یا خیلی مسئله‌های پیش پا افتاده‌ی دیگه می‌دونند. به قول یه دوست خوب و فعال تو این زمینه (مریم بهرمن)، در مورد کمپین می‌گفت ما با این کارامون داریم اوضاع زندگی زنان رو بیشتر به هم ریخته می‌کنیم تا سر و سامان بدیم . اوضاع اونا مانند آدم‌هایی هست که خواب هستند و ما با سر و صدای وحشت‌ناکی اونا رو از خواب بیدار می‌کنیم و می‌گیم فلان کار رو بکن. اونم گیج و منگ یه کاری می‌کنه و بعد می‌بینه اوضاع بهتر نشد که نشد. بابا مشکل زنان نه دولت هست، نه اسلام و نه … . مشکل خود زن هست. من به عنوان یه فعال تو این زمینه نه به کمپین معتقدم (یه روز کامل می‌نویسم چرا) و نه با شعارهای کسانی مثل شیرین عبادی (هر چند که اگه اون و تلاش‌هایش نبود هیچ حرکتی شکل نمی‌گرفت). مشکل فرهنگی هست رفقا. فرهنگی…

عجب

نخستین بار در سن 18 سالگی یعنی حدود دی ماه سال 1381 برای گرفتنش تلاش کردم. به خاطر درگیری‌های کنکور به تابستون (بعد از کنکور) انداختمش اما تلاش من این‌جوری بی‌نتیجه موند که نخونده بودم. آقای سرباز به من گفت که برای امتخان ساعت 10 بیا. داشتم می‌رفتم که گفت تو ساعت 10:15 هم بیای راهت می‌دیم. ساعت 10 اونجا بودم اما اون سرباز نبود. گفتن که بی‌خود کرده همچین حرفی زده. دیر اومدی. خب نشد دیگه… بار بعد گواهی اشتغال به تحصیلم مهلتش گذشته بود و چند بار بعد به یه بهانه‌ای امتحان ندادم: یه بار نداشتن عکس، یه بار تعطیلی راهنمایی رانندگی و …

گذشت و گذشت تا نظام گواهی‌نامه تغییر کرد و همه چیز دگرگون شد. سال 1384 رفتم و در یک آموزشگاه ثبت‌نام کردم. کلاس رفتم، آیین‌نامه درس دادند، آچار پیچ‌گوشتی رو نشونمون دادند و … آخرش هم یه آزمون گرفتند تا یه برای آزمون اصلی آماده بشیم. قبول شدم. رفتم برای ماشین سواری. یارو گفت که رانندگی بلدی؟ گفتم بله. گفت که پس من برات حضور می‌زنم فقط یه بار بیا هم برات امضا کنم و هم یه چند تا نکته‌ی ریز رو بهت یاد بدم. گذشت و موقع آزمون اصلی شد. یه روز رفتم آزمون گفتند تو که ثبت‌نام نکردی، یه روز دیگه گفتند جا نداریم و … تا این که روزی رسید که بهانه‌ای نبود. رفتم گفتند که ای بابا تو نخست باید آزمون عملی رانندگی بدی و …
بازم گذشت. پارسال به اصرار خانواده و دوستان رفتم و آزمون آیین‌نامه دادم. رد شدم. به شکل خنده‌آوری رد شدمCry اما به تازگی متوجه شدم که من چند وقت دیگه بیشتر دانشجو نیستم و اگه گواهی‌نامه نگیرم دیگه رفته تا … عزمم را جزم کردم و با سری پر شور رفتم اون‌جا با نهایت تعجب دیدم که من فقط 5 تا گواهی اشتغال به تحصیل از سال 84 تا کنون پیش این آموزشگاه دارم. با یه حساب سر انگشتی 2 برابر این هم تو خونه دارم. یعنی حدود 15 بار برای گرفتن گواهی‌نامه تلاش کردم و تنها یک بار در آزمون نتیجه نگرفتم. بگذریم فردا هم می‌خوام تلاش کنم.

نوشته شده در تاریخ 24 آبان 1389: من فردای اون روز توی امتحان موفق شدم و گواهی‌نامه گرفتم. یه گواهی‌نامه‌ی خیلی خیلی تاریخی.


گاف جدید

متکی جان! meter نه metre و square هست نه squar. اونی که شما نوشتید پینگلیش هست نه انگلیسی. آفرین گوگولی مگولی. نمره‌ی کار عملی‌ات که صفره ولی تو دیکته اگه ترشی نخوری یه چیزی می‌شی. نمره‌ات تو دیکته 15 هست.
پ.ن:
به تارنمای وزارت امور خارجه بروید و متن زیر رو بخوانید.
Ministry of Foreign Affairs, Islamic Republic of Iran  www.mfa.gov.ir.jpg

گاف بزرگ

 

آزمایش موشکی سپاه

آزمایش موشکی سپاه – خبرگزاری فرانسه

BBC: The two images show marked differences. The top photograph shows one of the missiles still in its launcher after apparently failing to fire from a desert launch pad. In the bottom image four missiles take off.

 

بی بی سی: این دو عکس تفاوت‌هایی با هم دارند. در عکس بالا یکی از موشک‌ها پس از پرتاب ناموفق هم‌چنان در سکوی خود ایستاده. در عکس پایین هر چهار موشک شلیک شده‌اند.

 

آزمایش موشکی سپاه

آزمایش موشکی سپاه
آزمایش موشکی سپاه

آزمایش موشکی سپاه

 


یاران خاتمی!!!

لازمه به این همه آدمی که درخواست نامزدی شما رو دارند مرور 100 باره‌ی تاریخ معاصر ایران رو یادآوری کنم.
احمدی‌نژاد هم از سر این ملت زیاده. این مردم چه می‌فهمن آزادی و جمهوری و اخلاق و سیاست و عدالت و عقلانیت و مدیریت چیه؟؟؟؟؟
حضور شما نتیجه‌ای بهتر از دور دوم نامزدی شما نداره… یه ملتی که با عکس رجایی و چهارتا حرف صدتا یه غاز به آرمان‌های اصلاحات -هر چند که کج‌روی داشته باشه- خیانت می‌کنن و هر آن چه که سال‌ها شما پنبه بودید می‌ریسند. اینا طاقت تحمل اصلاحات ساختاری ندارن…. اینا هنوز تو فکر اینن که پول نفت رو بذارن سر سفرشون.
این از مردم. بازم نیاز به یادآوری هست؟
خودتون هم بارها از یارانی که فقط و فقط دردسرساز بودند گفته‌اید. دیگه نزدیک‌تر از برادرتون نیست که کمر بسته بود اصلاحات رو از زیر تیغ بگذرونه و گذروند. بازم یادآوری کنم؟
قربون روشنفکرنماهامونم بریم که گل سرسبدشون اکبر گنجی هست. می‌خواد تمام خائن‌ها رو معرفی کنم؟
دانشجوها رو هم نکنه جزء یاراتون می‌دونید؟ افشاری یا باطبی؟ دفتر تحکیم یا …؟ واقعن فراموش کردید آخرین 16 آذر رو؟ 16 آذر 83.
شما دوباره می‌خواید با طناب پوسیده برید تو چاه؟ تو دولت شما هر کسی ساز خودش رو می‌زد. شما هم صبورانه تحمل می‌کردید.
رئیس جمهور پیشین! به خدا قسمتون می‌دم که نیاید. اینا همش هیجان هست. والله قسم که چندماه نگذشته همه‌ی این کارها، التماس‌ها، خواهش‌ها رو فراموش می‌کنند و …
خواهش می‌کنم. تا کی باید شما هزینه‌ی بی‌شعوری (چه اجتماعی و چه سیاسی) مردم و روشنفکرنماها رو بدید؟

تنیس‌باز

از اون‌جایی که من آدم جنتلمن و با کلاس و پول‌دار و … هستم، امشب ساعت 9 رفتم کلاس تنیس. توی زمین هتل هما. اسم مربی‌ام کورش حیدری هست. بعد از چند روز بد قولی و … دیدمش. بازم یادش رفته بود. بعد از عذرخواهی گفت که 30 دقیقه کار می‌کنیم بعدش اون می‌ره مهمونی… آموزش شروع شد. یه + کشید و گفت وسطش وایسم. توضیح داد که «تنیس یه ورزش فکری هست. بیشتر از اونی که بخوای فن خوبی برای ضربه داشته باشی، باید اون‌قدر باهوش و خلاق باشی که بفهمی کجا وایسی، چه جور بزنی و …». بعد طرز حرکت دست و حالت ایستادن برای Forhand زدن رو بهم یاد داد. وسط کار یه دفعه گفت که «آهان، حالا فهمیدم تو کی هستی…». منم وسط ژست زدم زیر خنده.

بگذریم. ورزش خوبه. هر ورزشی. من تو این 5، 6 سالی که ورزش نمی‌کردم با کلی مشکل جسمی و روحی رو به رو شده بودم. بنا دارم که برای سلامتی و شادابی تنیس رو شروع کنم…


پهلوان و گود و لنگ و …

چند ماه هست که پست‌های الکترونیکی‌ای از تارنمایی به نام توحید دریافت می‌کنم. به نظر می‌رسه که وابسته به رئیس‌جمهور نخست ایران هست (ابوالحسن بنی‌صدر). بنی‌صدری که خلع شد و نماند. رفت. شاید هم گریخت اما نه تنها رفت که با مردی هم‌پیمان شد که اکنون رهبر سازمان مجاهدین خلق است (مسعود رجوی). چرا رفت؟ چرا چنین هم‌پیمانی‌ای؟ هم‌پیمانی‌ای که… بله شورای مقاومت ملی. محل جمع شدن برادران و یاران انقلاب دهه‌ی 50 و مخالفان سرسخت دهه‌ی 60 همان انقلاب. کسانی که تا پیش از انقلاب سختی‌های زیادی را برای به نتیجه رساندنش کشیدند و … اما چون بچه‌هایی قهر کردند و رفتند. رفتن آن‌ها به مانند رفتن بازرگان نبود بلکه از حالت انفعالی به حالت تهاجمی روی آورد و به سان پهلوانان!!! خارج از گود می‌خواهند که مردم سپر بلادی زیاده‌خواهی‌های آن‌ها باشند. رجوی‌ و حزب فراگیر!!! و دوگان‌ (پارادوکسیکال) وی به جای رفتار مدنی دست به رفتارهایی کودکانه‌ای زدند که به‌خاطر دعوای پدر/مادر بچه‌ی همسایه و پذیرفته نشدن توسط بچه‌های محل به شکستن شیشه‌ی خانه‌ها می‌پردازند و با افتخار اعلام کردند که «سازمان مشی مسلحانه‌ی (که آن را معادل عمل‌گرایی می‌خواندند) از سرخواهد گرفت». مقاله‌ی «چند رئیس‌جمهور در یک شورا» مجله‌ی شهروند امروز/ نوشته‌ی رضا پارسا در این باره جالب است. بخوانید

اما جالب‌تر سخنان رئیس‌جمهور نخست است که مغزی فسیل‌ شده دارد و خوشحالم که ملیت خود را تغییر داد تا نخواهم حداقل تا بیست و چند سال ننگ حماقت رئیس‌جمهور بی‌تدبیر را به دوش بکشم، هرچند که خر ما از کره‌گی دم نداشت. فکر می‌کنم زمانی مشکل‌های جامعه‌ی ما حل می‌شود که تمامی فرزندان و پدران انقلاب دار فانی را وداع گویند و دست از سر این کشور بردارند و بگذارند کمی نفس بکشد. دوست دارم تمام پدران و مادرانمان را بکشم که بزرگ‌ترین افتخارشان این نباشد که ما در این رژیم شناسنامه‌مان را سیاه نکردیم و فقط اشتباه کردیم که به «جمهوری اسلامی» رای دادیم و … . این‌ها وقتی بزرگ باشند یا بشوند و توپشان/عروسکشان را از دست دهند بهتر از بنی‌صدر و رجوی و پهلوی و … نمی‌شوند اگر هم حرفشان قالب باشد که نیازی به مثال زدن نیست، حکومتی‌های خودمان نماد بارزشان هستند. بگذریم. بخوانید که رئیس‌جمهور نخست چه‌ها گفته است (نقل قول مستقیم و بدون ویرایش از شماره‌ی 700ام نشریه‌ی هجرت):

1. «خبر ترس رژیم را از جمعیت و وجود حکومت نظامی اعلان نشده را پیش از این به اطلاع خوانندگان خود رسانده ایم. شدت نارضائی مردم از جمله بخاطر گرانی، این ترس را بیشتر کرده است . به ترتیبی که رژیم بخشنامه ای صادر کرده و در آن، کنسرت های موسیقی را تنها در اماکنی مجاز دانسته است که محصور باشد و گنجایش بیشتر از 500 نفر را نداشته باشد.»

2. «در 30 سال گذشته هیچ وقت وضع مانند امسال نبوده است.  اوضاع به شدت خراب است »

3. «در باره پول های فروش نفت و نرفتن آن به حساب بانک مرکزی و در اختیار احمدی نژاد قرار گرفتنش و تاثیر « پول ریختن توی دست و پای مردم » بر گرانی، از جمله  گرانی مسکن، پیش از این ، در انقلاب اسلامی، خبرها و داده ها از نظر خوانندگان گذشته اند . و اینک این خبر انتشار می یابد که 32 هزار میلیارد  تومان از درآمد نفتی به خزانه واریز نشده است!»

4. «تردیدی نیست که نام بنی صدر در ردیف اول لیست 600 نفری قراردارد که سازمان ترور رژیم تهیه کرده است.»

5. «در این آشفته بازار، سازمان ترور رژیم می خواهد دست به ترورهائی در خارج از کشور بزند و آن را به گردن موساد و سیا بیاندازد و این طور ادعا کند که هدف از این ترورها جو سازی برای حمله نظامی به ایران است . در عین حال، اخطاری هم هست به کشورهای اروپائی که حواسشان باشد رژیم شبکه ترور خود را در این کشورها دارد و می تواند ضربه های سخت وارد کند.»

6. «تحقیق ستاد حقیقت یاب دانشجویان حاکی است که « وزیر » واواک دروغ می گوید و سازمان دهندگان انفجار حسینیه عواملی در درون رژیم بوده اند» [به نظر می‌رسد که منظور از واواک، «وزارت اطلاعات و امنیت کشور» است]

7. «کشوری که به لحاظ دارا بودن منابع نفتی در مکان چهارم جهان قرار دارد و به دلیل وجود منابع گازی در مقام دوم کشورهای دارای ذخایر گازی در جهان  است کارگرانش به دلیل فقر مالی  دست به خودکشی میزنند. در همان حال ، رانت خواران نیمی از تولید ناخالص داخلی را می برند و بخشش های رژیم به عمله استبداد در داخل و بابت « استقرار نفوذ » در منطقه، اندازه نمی شناسد.»

8. «آیت الله بهاءالدینی(رض)هرگزاجازه نمی دادند کسی دست ایشان راببوسد اماپس ازمدتی مانع بوسیدن دستشان نشدند. ازایشان دلیل این تغییر شیوه سوال شد که ایشان فرمودند:درخدمت آقاصاحب الزمان بودم وخواستم دستشان راببوسم که آقااجازه ندادند وقتی دلیل این کارراپرسیدم ایشان فرمودند:چرانمی گذاری ملت دستت راببوسد؟” به این ترتیب روحانیت موفق شد در سه دهه جامعۀ ایرانی را به سقوط معنوی بکشاند و خدا و دین و ارزشهای انسانی را به خرافات و فساد و بت پرستی برساند.»

9. «نظام  مافیایی ولایت مطلقه فقیه با استبداد فساد گسترش از اداره امور وامانده و کشور را با خطرات جدی مواجه کرده است. امروزبا گسترش جنبش های اعتراضی  گارگران،فرهنگیان،زنان و جوانان، نیاز به فکر راهنما محسوس است. از این رواست که بخصوص نزد قشر دانشجو، فکر راهنمای جنبش های صد ساله اخیر ایران یعنی استقلال وآزادی در حال تبدیل شدن به  فکرمحوری اعتراضات است. مردم  منشاء عمده نابسامانی های اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و گسترش فساد در جامعه را استبداد میدانند از سوی دیگر سران نظام جمهوری اسلامی میدانند که اگر این جنبش ها  سازمان یافته و بهم پیوسته و جهت بیابند مهار آنها غیر ممکن خواهد بود و با سرنگونی استبداد خواست صد ساله جنبش های مردم ایران عملی و ایرانی آزادی و ایران استقلال می یابد لذا همه کار میکنند تا چنین نشود.»

و


چراغ‌خاموش ممنوع

یه تارنما پیدا کردم که کار جالبی رو انجام می‌ده. تمام شناسه‌هایی (ID) که به صورت چراغ خاموش (Invisible) می‌چرخن رو گیر می‌اندازه. ایده‌ی جالبی هست که یه جوان خلاق ایرانی اون رو پیاده کرده. باید به شروین خالق‌جو تبریک گفت. می‌تونید از این‌جا شناسه‌ی هر کاربری رو وارد کنید و وضعیت اون رو ببینید…

I come back…

In these days that I was absent, I done:

1. Published 3 sites in tourism field and a political site: www.eslahtalaban.org

2. Any reformers couldn’t participate in 8th Iranian Parliament in Fars & Shiraz … 82 persons registered but only 5 persons accepted. Mr.Moafian (director of Fars reformers) had good static about this….

3. A good personal news that I will tell…


برگه‌ها :1...567891011121314